ریچارد ارت اسملی (برنده جایزه نوبل) در سال 2003، جنگ را بهعنوان ششمین معضل (از میان ده معضل) که جوامع انسانی را تا پنجاه سال آینده تهدید میکنند، معرفی کرد. برخی از پژوهشگران، همچنین جنگ را بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تهدیدکننده جوامع و فرهنگ انسانی معرفی کردهاند. گزارش امنیت بشر سال 2005 نشان داد که پس از اتمام جنگ سرد در اوایل دهه 1990 کاهش چشمگیری در میزان و شدت درگیریهای مسلحانه دیده میشود. با این حال مدرکی که در مطالعهای به نام «صلح و درگیری» در سال 2008 توسط مرکز بینالمللی مدیریت توسعه و درگیری بررسی شد نشان داد که این میزان ثابت مانده است.
آلبرت اینشتین در سال 1947با درنظر گرفتن قدرتگیری روزافزون تسلیحات نوین و با نگرانی از عواقب استفاده احتمالی از بمب اتم که بهتازگی توسعه یافته بود در بیانیهای معروف اعلام کرد: «من نمیدانم در جنگ جهانی سوم چه تسلیحاتی استفاده خواهد شد اما تسلیحات جنگ جهانی چهارم سنگ و چوب خواهد بود».
سوابق امر نشان می دهد که جنگ به دیرپایی خلقت آدمی بوده و در هر دورهای ویژگیهای زمانه خود را داشته است.
در کشور ما نیز که بهدلیل موقعیت سوق الجیشی و ... ، در فراز و نشیبی کمابیش همیشگی قرار داشته است با جنگ در اشکال مختلف و آثار ویرانگر فیزیکی و روانی آن در گیر بودهایم. اینک بحث آخرین جنگ تحمیلی بر ما و پیامدهای آن، بهویژه در گزارشگری مالی است؛ ضمن آنکه در موقعیتی قرار داریم که با وجود توافقات انجام شده، چشماندازی از یک سال آینده در دسترس نیست که این امر موجب میشود تصمیمات آتی با دشواری اتخاذ شود.
در مورد گزارشگری صورتهای مالی 1404، هرچند راهنمایی لازم، در قالب برگه پرسش و پاسخ ارائه شده و بهویژه با بازگشایی بورس، معضلات کوتاهمدت کمابیش حلوفصل شده است، اما ابهاماتی وجود دارد که امید است در میان مدت به این موارد پرداخته شود.
اکنون بخش قابلملاحظهای از صورتهای مالی حسابرسی شده شرکتهای بزرگتر منتشر شده، اما موضوعاتی چون نحوه برخورد با خسارات مستقیم و غیرمستقیم وارده به شرکتها، ازجمله خسارات فیزیکی به داراییهای ثابت و تاثیر آن بر فرایند تولید، برخی معضلات تامینکنندگان، موضوع بااهمیت تداوم فعالیت شرکت (اصلی و شرکتهای زیر مجموعه) کماکان ذهن مدیران شرکتها را به خود مشغول داشته است.
جنگ در ذات خود، هرچند عاری از هر مطلوبیتی است، اما در مواقعی گریزناپذیر بهنظر میرسد. هر جنگی روزی پایان میپذیرد و به صلح میانجامد. از اینرو باید تمهیدات لازم را در زمان جنگ، دوره نه جنگ- نه صلح، پسا جنگ و زمان صلح- که پایدار باشد- اندیشید و حسب مورد راهحلهای مناسب را به کار برد.
باشد که این مصلحتاندیشی در گذر زمان و با امید، آثار ناشی از شرایط تحمیلی بر وجودمان را تطهیر و آیندهای درخور کشور وملت عزیز و سربلندمان را به ارمغان بیاورد.